22 هفتگی دوست داشتنی
پسر گلم این روزا همش درگیر خرید و رسیدگی به مقدمات اومدن تو هستم ... تو خیلی پسر خوبی هستی اصلا مامان رو اذیت نمیکنی تازه امروز یه کار با مزه هم کردی من ظهری خیلی ناراحت بودم و دلم گرفته بود روی تخت دراز کشیده بودم و خیلی غصه دار بودم ولی تو مثه یه ماهی کوچولو توی دلم هی سر خوردی و سر خوردی تا منو از این حالا هوا بیرون نیوردی زاضی نشدی ... قربونت برم مامانی که میخواستی ابراز وجود کنی و تو قرار دومین مرد زندگی مامانی بشی عزیزدلم... دیروز صبح مراقبت داشتم و صدای قلب نازنینت رو هم شنیدم فدات شم ... تو داری توی وجود ِ من رشد میکنی و این برای من مقدس ترین حس دنیاست ... خدایاااا نصیب همه ی ارزومنداش بکن ... ...
نویسنده :
مامان خونه
18:09




