همدم مامانی شدی
عزیزم امروز وارد هفته ی 15 هم شدم ... این روزا خیلی کم حوصله و دلگیرم ... زود اشکم در میاد و غصه میخورم .
بابایی هم این روزا چنان غرق کارای خودشه که واسه مامانی اصلا وقت نداره ...
تنها چیزی که باعث میشه این روزای کسل رو بتونم تحمل کنم وجود نازنین تو عسلم ...
خیلی دوست دارم برم سونوگرافی تا جنسیت تو دیگه قطعی مشخص شه مامانم تا بتونم بهات راحت تر و صمیمی تر حرف بزنم ...
قربونت برم تو تنها کسی هستی توی دنیا که مال خودمی و هیچکی نمیتونه عشقتو و وجودتو ازم بگیره قربونت برم ...
خیلی دوست دارم مامانی زود زود بیا تو بغل مامانی تا از تنهایی در بیاد ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


همدم مامانی شدی 

