ارتینارتین، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 20 روز سن داره

پرسه های مادرانه

بدون عنوان

1394/9/9 17:06
نویسنده : مامان خونه
216 بازدید
اشتراک گذاری

 

با توجه به چیزایی که در اطرافم شنیدم و دیدم و تجربه کردم اینکه میگن نوزاد وقتی به دنیا میاد مثه یک لوح سفید میمونه که میتونی توش هر جور و هر چی خواستی  بنویسی مخالفم هر نوزادی که به دنیا میاد منحصر به فرد و دارای ویژگی های خاص خودشه ... درست مثه گل های متفاوت که هر کدوم ویژگی های خاص خودشون رو دارن ... من به عنوان مادر تنها سهمی که دارم درست اموزش دادن به فرزندمه تا جایی که بتونه ویژگی های خاص و خوب شخصیتیشو  رشد بده و همچنین سعی کنه کم و کاستی های شخصیتیش رو درک کنه و باهاش کنار بیاد و با اعتماد به نفس لازم و خوب بتونه از شرایط طوری به نحو احسن استفاده کنه که میون گل های دیگه ادامه حیات بده و بدرخشه ...

 پسرم تموم سعی ام رو میکنه تا جلوی وسوسه مالکیتی که مادر شدن برام ایجاد میکنه رو بگیرم تا من هم مثه خیلی از مادر های دیگه سعی نکنم خوب و بد رو از نگاه خودم  یه تو دیکته کنم ...ارزوهایی که هیچ وقت نتونستم بهش برسم رو به تو تحمیل کنم . من از اون دسته مادرهایی نیستم که تورو با وسواس بیش از حد و با دی وی دی های اموزشی بزرگ کنم من میخوام تجربه کردن و لمس کردن رو یاد بگیری ...

من درس های زندگیمو به تو خواهم گفت تجربه هامو با تو در میون خواهم گذاشت ولی فرصت تجربه کردن رو از تو نخوام گرفت ...

پسرم میخوام بدونی من وقتی نظاره گر بزرگ شدن تو باشم وقتی تو قد بکشی و تجربه کنی منم پا به پای تو قد میکشم و زندگی رو از دریچه نگاه تو میبینم و چه بسا تو دنیا رو زیبا تر از من خواهی دید ...

 

پسندها (1)

نظرات (0)