ساده ام مثه کبوتر ... که به دیوار تو عادت دارم ...
این رزا حال و هوام مثه به نمودار سینوسی میمونه ... یه روز غرق خوشی هستم و از ته دل میخندم و یه روزم پر از انرژی های منفی !!!
نمیدونم چه جوری میشه وقتی تو اوج احساسات خوبی چرا همیشه یه جوری یه کسی یه چیزی باعث میشه تموم انرژی مثبتت از بین بره و همه ی حال و هوات پر از انرژی منفی بشه ...
ولی چیزی که این روزا بدجور حال درونیم رو خوب میکنه و نمیزاره افسردگی بهم غالب بشه هیجان , عشق و امید و انگیزه یی که این کوچولو توی وجودم گذاشته ...
یعضی موقع ها فکر میکنم تنها حسی تو دنیا که مختص خودمه و من میتونم تنهایی ازش لذت ببرم همین نه ماه بارداریمه ...
ولی میدونم این حسم با تموم شدن این 9 ماه پا گذاشتن پسرک پر میکشه و دیگه فقط مال من نیست ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ساده ام مثه کبوتر ... که به دیوار تو عادت دارم ... 
