وقتی به یک تولد دعوت میشویم !
وقتی به یک تولد دعوت میشویم اول لبخند کش دار قشنگی روی لب هایمان مینشیند این طبیعی ست چون واژه تولد به خودی خود هیجان اور و پر از انرژی مثبت است اما بعد که چند ساعتی از خبر دعوت میگذرد افکار دیگه یی هم توی ذهنت رژه میروند مثه اینکه چه بپوشیم و کادو چه بخریم ؟!!
بعد بحث مالی قضیه پیش می آید و بستگی به این دارد که وسط ماه باشیم یا اخر ماه و چقدر بودجه برای این نوع خرج های غیر منتظره کنار گذاشته ایم ... بعد با یک حساب کتاب ساده و سر انگشتی و دودوتا چهارتا کردن میبینیم که رفتن به یک تولد ساده دختر 15 ساله برادرمان برایمان حداقل 100 تومن خرج برمیدارد ...
تازه اگه ارایشگاه نریم و لباس نخریم و یک کادوی ناقابل بسنده کنیم ... تازه این بستگی به طبع طرف دارد ؟!!
راستی سئوال اصلی اینجا پیش می اید وقتی برای کسی هدیه میخری باید به جیبت نگاه کنی ؟ به نحوه زندگی و جیب او ؟ اصلا این جمله که میگویند هدیه باید در شان طرف باشد یعنی چی؟! در شان هدیه دهنده یا هدیه گیرنده ؟
به راستی برای یک دختر 15 ساله که توی ناز و رفاه بزرگ شده و از همه چیز ایده ال ترینش را دارد چه هدیه یی باید خرید که در شان من و او باشد ؟!!
چرا مراسم هایی که یک روز برای دور هم جمع کردن فامیل و اشنا و صله رحم و شادی بوده امروزه به یک جور دغدغه ی فکری برای مهمان و میزبان تبدیل شده ؟!!!
چرا باید فرهنگ جامعه طوری پیش بره که جشن تولد یک دختر 15 ساله میتونه بهونه ی خوبی برای دور هم بودن باشه تبدیل بشه به یک جشن اجباری که ای کاش یه این تولد دعوت نمیشدیم ...
قدیم از شنیدن گرفتن چشن تولد یا حتی دعوتش شدنش چنان به وجد میومدیم که نگو اما امروزه نه تنها خوشحال نمیشیم بلکه توی این وانفسای فشارهای اقتصادی دچار تشویش ذهنی و انتخاب بین عقل و احساس میشویم ؟!!!
ایا وقتی میزبان قصد دعوت کردن مهمان هایش را دارد به اینکه میهمان توانایی اومدن یا نیامدن به تولد را دارد فکر میکند؟!!
اصلا به اینکه میهمانانش ممکن است در معذوریت قرار بگیرند فکر میکند؟!!
به نظر شما اینکه هر خانواده ی امروزی سعی میکند ظاهرش را حفظ کند و به قولی با سیلی صورتش را سرخ کند درست است ایا اصلا برادر بزرگتر ِ من فکر کرده من در معذوریت مالی و احساسی قرار میگیرم ؟!!!


وقتی به یک تولد دعوت میشویم ! 
