چجوری خبر اومدن شما رو به بابایی دادم سوپرایززززز ....
با اینکه بی بی چک مثبت شده بود و در ضمن تموم علائم بارداری رو هم داشتم اما تصمیم گرفتم برم ازمایش یدم پنج شنبه بود و دایی رضا رفتیم بیماستان و ازمایش دادیم و قرار شد ظهر جواب رو بدن که من دل تو دلم نبود
من مادر شده بودم ... راست راستی من دخترک شیطون و یکی یه دونه خانواده مادر شده بودم
خدا تورو خیلی زود بهمون داد ... بدون اینکه ما ماه ها انتظارتو بکشیم بازم خدا مهربونی و لطفشو در حقمون تموم کرد . زندگی عاشقانه ی دو نفری ما رو با وجودتو هزار برابر گرمتر و عاشقانه تر کرد
وقتی جواب ازمایش رو گرفتم رفتم اولین پستونک زندگیتو برات خریدمباجواب بی بی چک گذاشتم تو پاکت و این نامه کوتاه رو هم از زبون شما برای بابایی نوشتم و عصر که اومد بهش دادم

مامانی عزیزدلم اشک شوق رو از اومدن تو توی چشم های بابایی دیدم
خدایاااا توی این راه سخت ولی شیرین خودت پناه ما باش و کمکمون کن
مسئول ازمایشگاه ظهر پای تلفن جوال ازمایش رو برام خوند و بهم تبریک گفت
اینجوری بود که شما به طور رسمی وارد زندگی ما شدی ...


چجوری خبر اومدن شما رو به بابایی دادم سوپرایززززز ....
